شش + 19 =

تمرین تقویت هوش هیجانی | الان حالتون چطوره؟

«حالتون چطوره؟»

این سوال بسیار ساده، جواب ساده‌ای ندارد. ما در گفتگوهای روزمره معمولاً با پاسخ‌های کوتاهی مانند «خوبم»، «ممنونم»، «بد نیستم» و «می‌گذره» از زیر پاسخ داده این نوع پرسش‌ها شانه خالی می‌کنیم.

اما حالا فرض کنید در خلوت خود نشسته‌اید و این سوال را از خودتان می‌پرسید: «حالم چطوره؟» به خودتان چه پاسخی می‌دهید؟

اگر کمی فکر کنید، احتمالاً می‌پذیرید که موضوع این سوال معمولاً فراتر از هیجانات لحظه‌ای است و به حسی اشاره می‌‌کند که ممکن است برای مدتی بیشتر (مثلاً‌ چند ساعت و حتی شاید چند روز) با شما بماند.

فرض کنید دوستی از شما می‌پرسد: «حالت چطوره؟» و شما می‌گویید «خوب نیستم. بی‌حوصله‌ام.» طبیعتاً‌ انتظار ندارید دو یا سه دقیقهٔ بعد دوباره از شما بپرسد: «حالت چطوره؟»

در دو یا سه دقیقه معمولاً معجزه‌ای اتفاق نمی‌افتد. اما همین دوست ممکن است نیم ساعت یا یک ساعت با شما حرف بزند یا شما را به یک کافی‌شاپ دعوت کند و پس از آن دوباره بپرسد: «حالا حالت چطوره؟» و طبیعی است امید یا انتظار داشته باشد که تغییری در حال شما ایجاد شود.

بنابراین می‌توان گفت پاسخ سوال «حالت چطوره» یا «حالم چطوره؟» بیشتر به چیزی نزدیک است که ما آن را به عنوان خُلق یا مود (Mood) می‌شناسیم.

دربارهٔ اهمیت سوالِ سادهٔ «حالم چطوره؟»

همهٔ مکاتبی که به موضوع هوش هیجانی پرداخته‌اند، به رغم تفاوت‌های جدی در نگرش و روش، روی یک موضوع اتفاق‌نظر دارند:

بنابراین می‌توان گفت اگر می‌خواهیم در مسیر تقویت هوش هیجانی گام برداریم، پیش از هر کار دیگر باید روی همین سوالِ «حالم چطوره؟» وقت بگذاریم. به این شکل:

  • این سوال را بیشتر از گذشته از خودمان بپرسیم
  • سعی کنیم پاسخ بهتر و دقیق‌تری برای آن داشته باشیم

چگونه احوال خود را بهتر شرح دهیم؟

تمرین و مشارکت در بحث

تمرین اصلی این درس، تشکیل همان پروندهٔ مکتوب برای حال و احوال‌تان است.

اما اگر فرصت و حوصله دارید، کمی فکر کنید و ببینید هنگام خواندن چهار وضعیت بالا (آبی، قرمز، سبز یا زرد) مثال یا خاطره‌ای برایتان تداعی شد که بخواهید برای دوستان‌تان هم تعریف کنید؟